شخصیت اصلی داستان، اتین لانتیه، جوانی بیکار است که برای پیدا کردن کار به یک معدن زغالسنگ میرود. او با خانوادهای معدنکار آشنا میشود و از نزدیک با فقر، گرسنگی، کار طاقتفرسا و بیعدالتی روبهرو میشود. با بدتر شدن شرایط کار و کاهش دستمزدها، نارضایتی کارگران افزایش مییابد و زمینه برای یک اعتصاب بزرگ شکل میگیرد